| ره میخانه و مسجد کدام است | که هر دو بر من مسکین حرام است |
| نه در مسجد گذارندم که رندی | نه در میخانه ، کین خمّار خام است |
| میان مسجد و می خانه راهی ست | غریبم عاشقم آن ره کدامست |
| مرا کعبه خرابات است و آنجا | حریفم قاضی و ساقی امام است |
| به میخانه امامی مست خفته ست | نمی دانم که آن بت را چه نامست |
| خِرد مست است و دل مست و جان مست | به سودایت روان ناتوان مست |
| ز حد بگذشت مستی های ذرات | فلک مست و زمین مست و زمان مست |
| بیا در باغ و شورِ بلبلان بین | سمن مست و چمن مست ارغوان مست |
| شراب ناب رحمت را چه گوئیم | کز او دلداده مست و دلستان مست |
| ز دنیا تا به عقبی گر ببینی | همه ره کاروان در کاروان مست |
| جهان مستند و از مستی ندانند | جهان اندر جهان جانها همه مست |
پ.ن: این تصنیف رو نشنیدم...!!





