آوازخوان

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

19_به سوی تو

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
به سوي تو به شوق روي تو به طرف كوي تو 
سپيده دم آيم مگر تو را جويم بگو كجايي؟ 
نشان تو گه از زمين گاهي ز آسمان جويم 
ببين چه بي پروا ره تو مي پويم بگو كجايي؟ 
كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم؟  
به غير نامت كي نام دگر ببرم؟ 
اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟ 
بدست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟ 
فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟ 
يكدم از خيال من نمي روي اي غزال من  
دگر چه پرسي ز حال من؟ 
تا هستم من اسير كوي توام به آرزوي توام 
اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟ 
بدست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟ 
فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟ 

 

 نظرات

 

پ.ن: آن روزها آدم بزرگها و زاغهای فرار ، اینسان فراوان نبودند

آن روزها مردم نبودند

آن روزها وقتی که من بچه بودم

غم بود

اما

کم بود...

 

لینک دانلود فایل

 


Last Updated on شنبه ، 7 آذر 1388 ، 18:17